على ربانى گلپايگانى
238
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
گرفتار مشكل شده و به خطا رفته است . چنانكه گفته است : مقصود از اولى الامر يا عموم امت است يا بعضى از آنها ، فرض دوم درست نيست ، زيرا ما به بعضى از امت كه معصوم باشند ، دسترسى نداريم . بنابراين ، فرض اول متعيّن است ، و آن بر اهل حلّ و عقد منطبق مىگردد كه اجماع آنان در مسايل حجت دينى به شمار مىرود . « 1 » سخن رازى در مورد تشخيص مصداق اولى الامر پذيرفته نيست ، زيرا اولا : اجماع اهل حلّ و عقد به عصمت نمىانجامد ، اگرچه ممكن است احتمال خطا را كاهش دهد ، و ثانيا : دسترسى به بعضى از امت كه معصوماند ممكن است ؛ براى شناخت آنان ، بايد از قرآن و سنّت كمك گرفت . در اين صورت آياتى مانند آيهى كريمه تطهير ، و احاديثى مانند حديث ثقلين ، حديث سفينه و احاديث ديگر عصمت اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را اثبات مىكند ، و روشن مىشود كه مقصود از اولى الامر ، ائمهى اهل بيت عليهم السّلام مىباشد . حاصل آنكه در موضوع عصمت امام دو مطلب مطرح است : الف ) لزوم عصمت امام ، يعنى آنكس كه مىخواهد پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عهده دار منصب امامت و رهبرى امت اسلامى گردد بايد از ويژگى عصمت برخوردار باشد ( عصمت در امامت عامه ) . ب ) ائمهى اهل بيت عليهم السّلام از مقام عصمت برخوردارند . بنابراين ، آنان كسانىاند كه شايستگى امامت و رهبرى امت اسلامى را پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دارند و امامت شايستهى آنان است ( عصمت در امامت خاصّه ) .
--> ( 1 ) . مفاتيح الغيب ، ج 10 ، ص 144 .